حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2622
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
را در 428 م . ميداند ( قطعهاى از تاريخ اشكانيان ، جلد 2 ، صفحه 290 ، طبع پاريس 1850 ) ، ولى ساهاگ ، كه از اعقاب گريگور و كشيش درجه اوّل ارامنه بود در 441 م . درگذشت و پس از او ، اشكانيانى در ارمنستان باقيماندند ، كه از شاخه كامساراكان بودند . اينها را پادشاهان آرشارونى و شيراك ميگفتند . در باب اشكانيان در قرون بعد ، اطّلاعات كم است . بعد از زوال دولت ارمنستان چند تن از اشكانيان بيونان رفته ، در آنجا سكنى گزيدند . در ميان اينها صاحبمنصبانى بودند ، كه در قشون بىلىزار سردار بيزانس ، در افريقا با واندالها و گتها جنگيده شجاعتها نمودند . بعد نوشتهاند ، كه كنستانتن پورفى روژنت « 1 » امپراطور بيزانس ، كه از 912 تا 959 م . سلطنت كرد ، برحسب تحقيقات نسب خود را باشكانيان ميرسانيد . ممكن است ، كه اين خبر صحيح باشد ، زيرا از اشكانيان ارمنستان ، اشخاصى زياد مهاجرت كرده در يونان اقامت گزيدند و داراى مشاغل مهمّ دولتى شدند . اشخاص مذكور از خانواده پاگرادونىها ، مامىگونيان ، آردز رونيان و كامساراكان بودند . در آن زمان ، چنان كه ميدانيم ، دولت بيزانس نيروى سابق خود را نداشت و جنگىهاى ارامنه كمكهاى واقعى به يونانيها ميكردند ، چنان كه سپاه ارامنه مهمترين قوّه دولت بيزانس بود . بنابراين خبرى را ، كه در باب نسب كنستان تن پورفى روژنت ذكر كردهاند ، نميتوان بى مبنا دانست . در باب اين شخص نيز معلوم است ، كه آخرين كس از اعقاب ذكور او در 1028 م . درگذشت و از نتايج امپراطور مذكور ، فقط دخترى زا « 2 » نام ماند و او زن كنستان تنمونوماك « 3 » امپراطور بيزانس ( 1042 - 1054 م . ) گرديد . بعد مقارن اين زمان ميبينيم ، كه در ارمنستان نهالهاى جديد از شاخه اشكانيان ارمنستان پديد ميآيد و اينها را « بلهوونى » مينامند ( امروز پهلوانى گوئيم . بالاتر ذكر شده ، كه چگونه پرثو يعنى اسم پارت ، در كتيبهء بيستون داريوش اوّل
--> ( 1 ) - Constantin Parphyrogenete . ( 2 ) - Zoe . ( 3 ) - Constantin Monomaque .